شما پاسخگو باشید...

سلام...

چند تا سوال پیش اومده که می خوام بپرسم:

اگر توجه کرده باشید تایم 17 تا 19 (در برخی فصول سال 18 تا 20) یکی از پرمخاطب ترین ساعات برای رادیوست به دلایل مختلف(به علت هاش اشاره نمی کنم چون طولانی می شه)...

معمولا" برنامه های این بخش زمانی برنامه های موفقی هستند و دارای مخاطبان بسیار...

اما چیزی که می خوام به اون اشاره کنم تغییر و تحولات بسیار در برنامه های این ساعات هست.

اگر اشتباه نکنم(اگر اشتباه بود شما اصلاح کنید) در طی یک سال و نیم شاید هم کمی بیشتر برنامه های این ساعات رادیو جوان دستخوش تغییر و تحولات بسیاری شده به طوری که طی این مدت 3 برنامه به اتمام رسیده و اکنون در آغازین هفته های برنامه چهارم هستیم که به ترتیب شامل : جوونی آزاد , آلاچیق(ویژه تابستان) , بوی باران بوی خاک(در مورد مناسبتی بودن این برنامه توضیح خواهم داد) و آخرین برنامه یعنی مکث.

اما سوال من: آیا این تغییر و تحولات زود به زود موجب ناتمام ماندن و به سرانجام نرسیدن این برنامه ها نمی شود؟

برنامه ها همیشه شامل دو جنبه اصلی و متقابل هستند:

 1.همسو شدن مخاطبان با برنامه     2. نزدیک شدن برنامه ساز به خواسته های مخاطب

در آغازین روزهای شروع یک برنامه ممکنه دو مورد بالا فاصله ی بسیاری از هم داشته باشند اما با گذشت زمان این دو به فاصله ای از هم می رسند که کم کم می توانند به صورت دو خط صاف و موازی و هم جهت در کنار هم حرکت کنند و موجب رضایت دو طرف(مخاطب و برنامه ساز) شوند.

حالا اگر این دو خط رو از وسط راه قطع کنیم دیگر نمی توانند معنای کامل و بیانی صحیح و کامل از هدف رو داشته باشن...

ما در رادیو جوان کم نداشتیم برنامه هایی رو که سال ها رو آنتن بودن البته منظور این نیست که برنامه های دیگه هم چندین سال رو پخش باشند نه منظور مدت زمان کافی برای هر برنامه ها برای جا افتادن یا به اصطلاح قوام اومدن اونهاست...

یکی از راه های جلوگیری از خستگی و رکود برنامه سازان هم همین اقدام رادیو جوان به گروهی کردن برنامه سازان برنامه و هفتگی عمل کردن گروه هاست...

در مورد برنامه های مناسبتی بحث جداست و این برنامه ها رو می شه توجیه کرد...

اما آیا بهتر نیست برای چنین تایمی که دارای مخاطبان بسیار است فرصت بیشتری به برنامه ها داده شود؟

علت این تغییرات مکرر چیست؟

فکر نمی کنید این تغییرات مکرر ضرباتی هر چند کوچک رو در روند برنامه و سلیقه مخاطب خواهند زد؟

یا مخاطب روند و ریتم برنامه ها را مکررا" از دست خواهد داد؟

آیا این امکان نیست که زمان بیشتری به برنامه ها برای عملی کردن اهداف آن ها داده شود؟

 

شما پاسخگو  باشید...

پاسخ های شما پیوست این پست خواهد بود

کامنت ها(بدون تیغ بدون سانسور):

-------------------

سرکار خانم مریم مقنی پور:

سلام.با جز جز حرفاتون راجه به برنامه های این ساعت موافقم ولی جواب سوالاتونو نمی دونم.

سرکار خانم زهره حسنی:
سلام

به نظر من علت تغییرات مکرر به خاطر عوض شدن مدیریت شبکه جوان هست البته شاید هم چیز دیگه ای باشه که من نمیدونم !!!

من که در طول یک سال گذشته خیلی از برنامه های عصرگاهی شبکه جوان راضی نبودم

اگه هر برنامه ای به خواسته های مخاطب اهمیت می داد شنوندگانش هم به اون برنامه اهمیت میدادند

امیدوارم برنامه های شبکه جوان شادابی گذشته اش را به دست آورد


یادش به خیر برنامه زیبای ( روی خط جوانی ) فرشید منافی و مهدی زری باف

کاش دوباره همچین برنامه ای تولید میشد
ای کاش....

سرکار خانم ریحانه یاسینی:

با حرفاتون موافقم،به خاطر همین چیزایی که شما گفتید الان حتی این ساعت هم تو رادیو جوان مخاطبای پر و پا قرصش رو از دست داده.
و با اینکه برنامه مکث 4 تا سردبیر داره اصلا موافق نیستم،خب شنونده تا میاد با کار یکی انس بگیره یکی دیگه میاد رو کار و کلا تمام افکار شنونده رو پاره میکنه.و این روند هی تکرار میشه و این مخاطب بنده خدا هیچ وقت نمیتونه ارتباط درست درمونی با برنامه پیدا کنه.اما راجع به سوالات من نمیتونم پاسخی براشون داشته باشم. 

سرکار خانم الهه آرانیان

انتقاد کردیم گفتند به زودی درست می شه فقط صبر کنید،صبرمون تموم شد و الان دو ماهی هست که دیگه صدای رادیو را نشنیدیم!

سرکار خانم لیلی

سلام .
آفرین .دقیقا" الان یک سالی هست که از حالت شنونده همیشگی دراومدم.اصلا" نمیدونم دیگه چه برنامه ای ،کی پخش میشه ! و علتش هم اینه که برنامه ها تا میاد جا بگیره یکی دیگه جاشو میگیره.مخاطب هم که دیگه وقت نداره ساعت و برنامه های جدید رو دنبال کنه ،پس رادیو پشت گوش می افته و این یعنی پس رفت .

 

این ها عمده نظرات دوستان بود البته تعداد دیگه ای هم کامنت داشتم که یا مرتبط با موضوع نبود یا به صورت کامنت های خصوصی که به احترام این دوستان نظراتشون به صورت خصوصی باقی موند.

در صورتی که کامنت های دیگه ای هم اضافه بشه در فرصت های بعدی ضمیمه خواهد شد...

در ضمن خانم لیلی یکسری سوالات(مجموعه سوالات) پرسیدن که به ایشون می گم که در اولین فرصت در انتهای کامنت مربوط خودتون پاسخ خواهم داد. 

اللهم صل علی محمد و آل محمد


رادیو جوان                                                                                                                                                                                           


دریافت الکترونیک مشاهیر!!...

دستگاه خود پرداز:

 

لطفا کارت خود را وارد دستگاه نمایید

کلمه عبور را نیز وارد نمایید

 

مرحله اول:

ـــ ابتدا مشخصات مورد دریافتی خود را انتخاب کنید:

اشخاص c                    مکان c                   آثار c

 

اشخاص:

شاعر و نویسنده و هنرمند(فرهنگ و هنر)c 

دانشمند و عالم (علم و دانش) c

صاحب نظر و روشنفکر (معرفت و ادب)  c 

 

اماکن:

امکان تاریخی c 

اماکن میراث طبیعی c

 

آثار:

آثار باستانی c

آثار تاریخی c

اکتشافات علمی و آثار هنری c

 

قدمت تاریخی مورد نظر:

بیش از 7قرن c

بیش از یکهزار سال c

3هزار سال به بالا c

 

ـــ پس از انتخاب گزینه های مربوطه نام شخص , مکان یا اثر مورد نظر خود را به صورت حرف به حرف در زیر نوشته و گروه آن را نیز مشخص کنید:

نام:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
ـــ برای انتخاب گروه یکی از اعداد زیر را وارد کنید:
 
شخص: شماره 1
 
مکان: شماره 2
 
اثر: شماره 3
 
 
ـــ درج توضیحات تکمیلی در مورد کالای انتخابی(!!!):
 
---------------------------
------------------------------------
------------------------------------
------------------------------------
 
ـــ برای تایید موارد انتخابی در مرحله اول دکمه تایید را فشار دهید:
 

     تایید

 
 
مرحله دوم:
 
ـــ نام کشور خود را در کادر وارد کنید:
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ـــ یکی از گزینه های زیر را انتخاب کنید:

انگیزه شما از استفاده از این سامانه الکترونیکی جهت دریافت کالا(!) از کشورهای دیگر چیست؟

1. کمبود شدید پیشینه تاریخی c

2. نداشتن هیچگونه مایه فخر ملی c

3. نداشتن هیچگونه بودجه جهت ساخت کاراکترهای قهرمان برای امیدواری کودکان به گذشته خود c

4. فراموشی و نسیان نسب به اینکه قبلا" جزیی از کشور مورد نظر بودید c

 

ـــ با فشار دکمه تایید کالای مورد نظر به نام کشور شما "سند منگوله دار"(!) خواهد خورد:

      تایید

 

 سند منگوله دار درخواستی به نام شما خورد!

 

نمونه کار(!):

-----------------------------------------------------

سلام!...

اردیبهشت 88 تهران میزبان جشنواره بین المللی رادیو....

مسئول برگزاری: جناب دکتر مسعود احمدی(مدیریت محترم شبکه رادیویی جوان)

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد


رادیو جوان                                                                                                                                                                                           


خدایم را یک روز از تو قرض می گیرم!

سلام!...

به! الان تعجب کردین که دارین تو این وب مطلب جدید می خونید نه؟!

زنده ام ... نفسی می اید و می رود اما نپرسید چه طور که شاهنامه هفتاد من(به فتح میم) کاغذ هم کمه... دغدغه فکری می شه تو ذهنتون عذاب وجدان می گیرین!!

نمایشگاه پلیس (به کسر پ) ـ به قول یکی از دوستان ـ هم زیر پوشش رادیو جوان قرار گرفت(البته هنوز یک روز برای گفتن فعل گرفت مونده) و بوستان گفتگو یه جورایی وعده دیدار رادیو جوانی هاست...

اما...

دیشب یک نکته خیلی جالب در سریال " یوسف پیامبر (ع)" نظرم رو جلب کرد. اون هم پلانی بود که زلیخا "آمون" رو برای یک شب از معبد قرض(!!!) گرفت تمام شب باهاش صحبت کنه...

خدایی که بنده اش می تونه اون رو از خواب بیدار کنه , به دست بگیره , برداره , ببره خونه تا باهاش صحبت کنه و در عین حال در زمان صحبت اون فرد با خداش , خداش(!) هیچ تسلط دیگه ای بر نه تمام جهان که حتی بر یک میکرومتر اونورترشم نداره!

حالا فکر کن خدای من و شما هم اینطور بود!

فکر کن طرف داره می ره زیر تریلی 18 چرخ می گه خدایا کمکم کن! بعد خدا هم بگه حالا برو تو صف! تا کار اینا رو راه بندازم بعد بیا! برو واسه 6 ماه دیگه بیا!بعد شش ماه روح طرف می ره می گه کاری نداشتم هرچی بود حل شد!

فرض کنین شما هم خدایی مثل "آمون" داشتین (البته دور از جون!) راست و حسینی فکر می کنی یک لحظه به خدات شک می کردی؟! می گفتی این چه خداییه که من بنده اش باید ورش دارم تا بتونه جا به جا شه؟! یک لحظه ذهنتون می رفت به این سمت که شاید یکی بزرگتر از این حرفا هم هست که می شه بهش تکیه کرد؟!

فکر می کنی می گفتی من یه خدای دیگه ای دارم یا از اوج تعصب تا ته تهش پای خدای سنگ و چوبیت می موندی؟!

شک می کردی نه؟!...

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد


رادیو جوان                                                                                                                                                                                           


کنداکتور بندی صحیح برگ برنده رسانه ها!

سلام...

اعلام موجودیت می کنم!!!

 

تا به حال دقت کردید(دقت که هیچ تجربه کردید!) تبلیغات(پیام های بازرگانی) بخش گسترده ای رو در کنداکتور پخش سیما به خودش اختصاص می ده اون هم با تایم طولانی که باعث نارضایتی مخاطب می شه...

اما با این حال کمتر پیش می یاد که مخاطب به خاطر پخش این تبلیغات طولانی قید دیدن فوتیال یا سریال و سینمایی مورد علاقه اش رو بزنه و اغلب سعی می کنه با جابجایی سریع شبکه ها زمان تبلیغات رو سپری کنه و مشغول دیدن برنامه مذکور شه...

تبلیغات هم که از روز روشن تره که بخش غیرقابل حذف کنداکتور شبکه هاست...شده یک برنامه حذف شه تا به جاش تبلیغات پخش شه!

اما موضوعی که الان مورد بحثه مربوط می شه به پخش تبلیغات در رادیو...

برخلاف سیما , صدا کاملا در خطر دل زدگی مخاطب قرار می گیره و در صورت پخش نابجا و طولانی مدت تبلیغات یا در معرض خاموشی قرار می گیره و سی دی پلیرها و تلویزیون رسانه جایگزینند یا در معرض تغییر موج یا فرکانس , که باز هم برخلاف تلویزیون کمتر و به ندرت پیش می آد که مخاطبی شبکه رادیویی خودش رو عوض کنه و دوباره بعد چند لحظه به شبکه قبلی برگرده که به شما قول می دم تنها این در صورتی اتفاق می افته که وضع شبکه های دیگه بدتر از شبکه قبلی ست! و دیگه در بدترین شرایط هم مخاطب ترجیح می ده شنونده کنترل وضع ترافیک باشه اما شنونده تبلیغات نباشه!

گه گداری پخش نابجای تبلیغات بین برنامه های رادیویی هم چنین وضعی رو به دنبال داره...

درسته نمی شه انکار کرد که ایجاد فضا و فاصله بین پخش برنامه ها امری واجبه اما نه با وارد کردن به زور(!) تبلیغات به این فضاها...

خیلی از این فضاها رو می شه با پخش فایل های صوتی میکس شده(آیتم) و نزدیک کننده به بخش بعدی برنامه ها به طرز صحیحی پر کرد بدون این که نارضایتی مخاطب رو به دنبال داشته باشه...

می شه تو کنداکتور پخش جایی رو هم برای این فایل ها اختصاص داد و پخش تبلیغات رو به مابین دو برنامه و در زمانی مناسب (نه گرفتن چندین دقیقه از تایم یک برنامه و اختصاص اون به پیام های بازرگانی) واگذار کرد...

همین...والسلام...

اللهم صل علی محمد و آل محمد


رادیو جوان                                                                                                                                                                                           


داستان ما آدم بزرگ ها

جریان ما آدم بزرگ ها جریان همون بچه دبستانی اس...

اون بچه نمی دونه وقتی می گن "ع" این "ع" تا ابدالعمر باهاشه و حالا حالاها خیلی باهاش کار داره... فکر می کنه اگر این یه بار از زیر نوشتن یه صفحه چیزی شبیه "ع" دربره دیگه تمومه...

فکر نمی کنه که اگه می گن بنویس "ل" برای چیه؟ با خودش فکر می کنه این همه حرف این نشد یه حرف دیگه به جایی بر نمی خوره که...

فکر نمی کنه وقتی معلم دستشو می گیره و کمکش می کنه که بنویسه "ی" برای اینه که زندگیشو بسازه...

اما وقتی معلم داره تکالیف بچه ها رو تیک می زنه و آفرین و صد آفرین می نویسه از شدت استرس صفحه های خالی و سرمشق های پر نشده مدام "یا علی" "یا علی" می گه...

معلم به اون که می رسه زنگ می خوره و کلاس شلوغ پلوغ می شه و معلم از کلاس می ره بیرون ...

"علی" زیر قولش نزد اما اون اولین و آخرین باری نیست که برای نداشتن تکلیف می گه: "یا علی"

 

یا علی ...التماس دعا

اللهم صل علی محمد و آل محمد


رادیو جوان