تبليغاتX
7PARAZIT
بخوان نام انکه را که سرنوشت و تقدیرت به دست اوست...

                         در مقابل فرمانش محکم و استوار باش همچو ابراهیم (ع)...

                                               و در مقابل امر الهی سر تسلیم را فرود اور همچو اسماعیل (ع)...

به نام خدایی که اگر حکم کند همه محکومیم

عید سعید قربان مبارک!

 

 

و چه مبارک روز و شبیست فردا!

علاوه بر عید قربان شب یلدا رو هم در پیش داریم...

ایرونی شب یلدات هم مبارک!

 

و شب یلدا با ویژه برنامه شبکه رادیویی جوان:

                                               جمعه شب                      

                                                       22 تا 2 بامداد

 

و چهارمین ایتم صوتی ـ مکتوب به مناسبت شب یلدا!

یک مقدار متفاوت تر از ایتم های گذشته هست...

موقع گوش کردن حواستون به صدای کامپیوتر باشه یه جاهایی ممکنه صدا کم و زیاد بشه...

پیشاپیش هم از کیفیت نه چندان بالای صدای ایتم  عذر می خوام... ولی شنیدنش خالی از لطف نیست...!

خواهشا نظر یادتون نره...

 

ایتم چهارم:                           ایتم چهارم به صورت فایل زیپ شده:  

 


    رادیو جوان                              رادیو رسانه زندگی                                      


نوشته شده توسط یه پارازیتی در بیست و نهم آذر 1386 |
سلام.

به احتمال خیلی زیاد این اخرین پست قبل از سفره! ببینم می تونم از اوضاع و احوال رادیو جوان خبراتی! از شهرهای دیگه کسب کنم یا خیر؟! اگه بشه عکس رو هم فراموش نمی کنم!

من که توی این مدت مطلب می نویسم برای پست های بعدی ولی امیدوارم شما هم در مدتی که شاید وبلاگ بروز نباشه هم چنان سر بزنید و وبلاگ رو از نظراتتون محروم نکنید!

بد و خوبش به شما / ما که رسیدیم ته خط!

خدا حافظ همین حالا / همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی ...

رادیو جوان و طرح قرانی تسنیم 2

تغییرات مدیریتی رادیو جوان

----------------------

ایتم های صوتی ـ مکتوب ۷پارایت!

این ایتم ها اختصاصی ۷پارازیته

راهنما:

ابتدا فایل های صوتی رو به ترتیب دانلود کنید بعد شروع به خواندن مطلب کنید. فایل ها بسیار کوتاه هستند و شما می تونید به راحتی این فایل ها رو دانلود کنید. تمام فایل ها زمانی ثانیه ای دارند و مدت ان ها به دقیقه هم نمی رسه.

در ضمن فایل های صوتی که در کنارشون اعداد مشابه دارند یکی هستند و با دانلود یکی از انها می تونید دیگری رو هم داشته باشید.

 

ایتم سوم:

سلام. امروز کما فی السابق در اتاق پخش رادیو جوان بودم! چیزی که خیلی توجهم رو جلب کرد این بود که من در حال حاضر بیکارم و در ساختمان شهدای رادیو در حال تهیه گزارش و ایتم هستم اما خواننده ها چرا هر روز اون جا هستند؟!

 

از اون جایی که این سوال برای اون ها هم پیش اومده بود رضا صادقی تا منو دید

 

گفت:

 

گفتم: اها. منظورت اینه که واسه چی دوباره این جام؟! من که مشغول تهیه گزارشم شما چرا این جایید؟!  که علی لهراسبی

 

جواب داد:

 

گفتم: ماشاا... ! باز من می دونم چرا این جام ولی شما که ! فکر کنم(داشتم اینو می گفتم که علیرضا عصار اومد و 

 

گفت:

 

گفتم: من فکر می کنم نه خیال! حالا بگید من چی کار کنم که دست از سرم بردارید؟! که رضا صادقی

 

گفت:

 

گفتم: اینایی رو که شما می گید من که هیچی شما خودتونم نمی تونید انجام بدید! اصلا ولش کن الان هوا چه طوره؟!

 

رضا صادقی گفت:

 

داشتم از هوا می گفتم که اقای حسین خانی اومد و گفت که با محمد علیزاده یه مصاحبه انجام می دی ولی حواست باشه که علیزاده از شعرهای خودش فقط استفاده کنه نه از اشعار بقیه! ولی خب موقع مصاحبه عالم و ادم سعی در کمک کردن به علیزاده رو داشتن!

گفتم: خیلی کوتاه و مختصر و مفید خودتون رو معرفی کنید! که یه نفر! به نام (ادیت)

 

گفت:

 

گفتم: قرار بود که خود محمد علیزاده جواب بده! اقای علیزاده اهل کجایید؟!

 

که اون یه نفر! گفت:

 

گفتم: شما سابقه هم دارید؟ که بنیامین 

 

جواب داد:

 

گفتم: منظورم سابقه کاریه نه...!

 

گفتم: اقای علیزاده اگه بخواید یه نفر رو صدا کنید و بگید " بیا بریم" چی می گید؟! که فریدون

 

گفت:

 

گفتم: این طوری نه! یه جور دیگه بگید که مهران مدیری

 

گفت:

 

گفتم: مگه قرار نیست که محمد علیزاده این جا استخدام شه؟ که بنیامین

 

گفت:

 

گفتم:خواهشا این یکی رو دیگه بگذارید که خودش دیگه جواب بده! مگه اقای علیزاده این طور نیست؟! علیزاده

 

گفت:

 

گفتم:پس چرا بقیه دارن سوال های شما رو جواب می دن؟! مگه شما قول شیرینی استخدام رو بهشون دادید که این طوری کمکتون می کنن؟! که عصار برای یاد اوری به محمد علیزاده

 

گفت:

 

گفتم: پس ار این قراره! حالا چند تا سوال اسون و هوشی می پرسم اگه جواب بدید قبول می شید . فقط اگه خودتون همه رو جواب بدید مطمئنا قبولید چون خیلی اسونه!

 

الان چه زمانی از روزه؟!

 

بنیامین:

 

گفتم: الان که صبحه! شما که نمی دونید چرا بی خودی جواب اشتباه می دید تا اقای علیزاده هم قبول نشن؟!

 

که بنیامین گفت:

 

گفتم: فکرشو می کردم!

 

خلاصه یه دفعه افشین حسین خانی اومد و وقتی اوضاع رو دید به علیزاده گفت که شما این جا استخدام نمی شین! اصلا قسمت نیست که شما این جا همکار ما باشید! که رضا صادقی به خاطر حمایت از محمد علیزاده

 

گفت:

 

ولی محمد علیزاده این قدر عصبانی بود که دیگه داشت جوش می یاورد!

 

گفتم: اقای علیزاده صبور باشید. درست می شه!

 

که رضا صادقی

 

گفت:

 

گفتم: حالا یه مقدار صبور باشید بلکه... که محمد اصفهانی که انگار از محمد علیزاده  عصبانی تر بود

 

گفت:

 

محمد علیزاده هم با ناراحتی گفت:

 

و رفت!

 

که تازه افشین حسین خانی با شنیدن صدای محمد علیزاده نظرش عوض شد و گفت که : محمد علیزاده استخدام شد!

 

که رضا صادقی هم با خوشحالی برای صدا کردن محمد علیزاده که داشت تند تند راه می رفت که از اون جا دور شه

 

گفت:

 

اقای علیزاده هم برگشت و استخدام شد!

 

نگفتم صبوری بالاخره جواب می ده!!!

خداحافظ!


   رادیو جوان                              رادیو رسانه زندگی                                      


نوشته شده توسط یه پارازیتی در بیستم تیر 1386 |

سلام. فکر نکنم لازم باشه که منم بگم اما می گم! کوله پشتی ۴ از امشب ساعت ۲۱.شبکه ۳

جشن تسنیم ۲ به زودی برگزار خواهد شد.(اصلاعات بیشتر به زودی از رادیو جوان انلاین)

در ضمن من کی توی پست هام کلمه "اجر" رو نوشتم؟! که یکی گفته بود: "اجر" با "الفه" نه با "عین"!

--------------------

 عوامل جوونی به وقت فردا همگی "جمیعا" رفتن مرخصی! و در حال حاضر مجری برنامه "فرشید منافی"  هست و سردبیر نرگس فتحی.(اصلاعات بیشتر رادیو جوان انلاین)

کوله پشتی ۴ هم دیشب در حدود ساعت ۲۱:۴۲ شروع شد. شروع خوبی داشت به خصوص این که با دکوری کاملا متفاوت و چهره متفاوت تر "فرزاد حسنی" همراه بود. از امشب هم ظاهرا به جز شنبه ها کوله پشتی همون ساعت ۲۱ شروع خواهد شد.

-------------------------

ایتم های صوتی ـ مکتوب ۷پارایت!

این ایتم ها اختصاصی ۷پارازیته

راهنما:

ابتدا فایل های صوتی رو به ترتیب دانلود کنید بعد شروع به خواندن مطلب کنید. فایل ها بسیار کوتاه هستند و شما می تونید به راحتی این فایل ها رو دانلود کنید. تمام فایل ها زمانی ثانیه ای دارند و مدت ان ها به دقیقه هم نمی رسه.

در ضمن فایل های صوتی که در کنارشون اعداد مشابه دارند یکی هستند و با دانلود یکی از انها می تونید دیگری رو هم داشته باشید.

 

ایتم دوم:

دیروز مثل همیشه رفتم اتاق پخش رادیو جوان! برنامه هفت شنبه. صبح یک مقدار زودتر رفتم بلکه بتونم پشت صحنه ببخشید تمرین هفتایی ها رو ببینم!

خلاصه نه تنها تمرین رو ندیدم که هیچ به زور خودم رو به پخش رسوندم. جریان از این قرار بود که متن ها رو فرزاد حسنی نوشته بود و به خاطر این که عجله داشت خیلی خیلی بد خط ( خدا نصیب نکنه!) نوشته بود و از اون جایی که در اون اتاق غیر از من هیچ احد الناس! دیگه ای بیکار نبود افشین حسین خانی هی! منو می فرستاد دنبال فرزاد حسنی که بپرس این جا چی نوشته؟ اون جا چی نوشته؟!

خلاصه ۵دقیقه قبل از پخش که رسیدم تو اتاق پخش دیدم هفتایی ها که اون ور شیشه اماده شروع هستند و این ور شیشه غیر از عوامل برنامه جمعی از خواننده ها جمع بودند!

دیدم بهترین موقع برای تهیه یک مصاحبه جنجالی برای وبلاگه!

گفتم: سلام. می خوام یه مصاحبه متفاوت با شما داشته باشم. در واقع "هر چه می خواهد دل تنگت بگو"! هر کی هر حرفی داره می تونه برای شروع بزنه! یکی شروع کنه!

تا اینو گفتم علی لهراسبی برگشت به محمد علیزاده

گفت:

محمد علیزاده هم

گفت:

لهراسبی گفت:

دیدم دعوا داره بالا می گیره ! گفتم: حالا علیزاده مدعی چیه؟!

که مجید اخشابی گفت:

گفتم: این همه دعوا به خاطر اینه؟! حالا جریان دل سوزوندن چیه؟!

فرزاد حسنی که از اون ور شیشه اومد این ور و گفت: هفته پیش رفتیم "درکه!" محمد علیزاده سیخ دل و جیگر لهراسبی رو سوزوند! به خاطر همین شاکیه!

گفتم: حالا بسه دیگه! من گفتم "هر چه می خواهد دل تنگت بگو" ولی نه این جور چیزها دیگه! حالا چرا بقیه چیزی نمی گن؟!

حمید عسکری رو به رضا صادقی

گفت:

رضا صادقی اخماش رفت تو هم و با عصبانیت

گفت:

گفتم: کوتاه بیاین! این جا چرا همه با هم مشکل دارن؟! اصلا ولش کن مصاحبه داغ نخواستیم! موضوع رو عوض کنیم.

داشتم اینو می گفتم که جمشید جم که انگار مدت ها بود فرزاد حسنی رو ندیده بود رو به فرزاد حسنی

گفت:

گفتم: واقعا شما همکلاسی بودید؟! اقای حسنی مگه شما متولد چه سالی هستید؟! که بنیامین به فرزاد حسنی مهلت نداد و

گفت:

شدیدا خنده ام گرفته بود ولی چون می دونستم فرزاد حسنی عصبانی می شه جلوی خودم رو گرفتم! بعد گفتم: من که باور نمی کنم! یعنی الان یه چیزی در حدود ۸۶ سال!!!

فرزاد حسنی هم عصبانی شد و بنیامین رو انداخت بیرون!

منم دیدم اوضاع "بس ناجوانمردانه پس است!"(به نقل از حامد جواد زاده)پس مجبور شدم که موضوع رو عوض کنم و اقای حسنی رو راضی کنم که به همراه رضا عطاران یه ایتم زنده اخر برنامه اجرا کنیم!

خلاصه بعد از کلی گفت و گو و جدل و... راضی شد( یعنی به زور راضی کردم!) که ایتم رو زنده اجرا کنیم.

بعد از کلی مقدمه چینی هفتایی ها ایتم شروع شد:

من به رضا عطاران گفتم : من نام هر کدوم از بچه های هفت شنبه رو که می یارم شما طالعشون رو بگو!

۱) مهندس افشون!(افشین حسین خانی)

گفت:

۲) الن! (محمودرضا قدیریان)

گفت:

۳)صفدر! (امیر منوچهری)

گفت:

۴)بچه زنده! (امیر زنده دلان)

گفت:

حالا این میون از تیکه های فرزاد حسنی بعد از طالع هر کدوم از هفتایی فاکتور گرفتم چون طولانی می شد!

با گفتن طالع . بچه زنده  چنان اهی کشید که...!  

خلاصه کفر همه رو در اوردم! به خاطر همین داشتن می انداختنم بیرون! گفتم: اخه جرمم چیه ؟! که محسن چاووشی

گفت:

گفتم: خیانت چیه؟ چرا بی خودی شلوغش می کنین؟! از اون جایی که صدای عوامل اون ور شیشه هم در اومده بود و هوا یه چیزی از ناجوانمردانه اون ور تر پس بود خودم ترجیح دادم برم بیرون!

ولی حیفه اون همه پله بالا و پایین رفتن به خاطر متن ها!

 


   رادیو جوان                              رادیو رسانه زندگی                                      


نوشته شده توسط یه پارازیتی در شانزدهم تیر 1386 |
این هم بخشی جدید از ۷پارازیته!!!

ایتم های صوتی ـ مکتوب ۷پارایت!

این ایتم ها اختصاصی ۷پارازیته

راهنما:

ابتدا فایل های صوتی رو به ترتیب دانلود کنید بعد شروع به خواندن مطلب کنید. فایل ها بسیار کوتاه هستند و شما می تونید به راحتی این فایل ها رو دانلود کنید. تمام فایل ها زمانی ثانیه ای دارند و مدت ان ها به دقیقه هم نمی رسه.

در ضمن فایل های صوتی که در کنارشون اعداد مشابه دارند یکی هستند و با دانلود یکی از انها می تونید دیگری رو هم داشته باشید.

اولین ایتم :

سلام. دیروز جلوی پله های ساختمان شهدای رادیو خواستم برم  که جلومو گرفتن و نذاشتن برم تو و گفتن هماهنگ کن و فردا بیا! وقتی داشتم برمی گشتم دیدم اقای اخشابی و رضا صادقی ایستادن.

گفتم : خواستم برم تو نذاشتن . قراره فردا برم اتاق پخش رادیو جوان که یه دفعه

رضا صادقی گفت:۱

گفتم چرا؟

که گفت:

گفتم: اها. به خاطر پله های ساختمان رادیو می گی؟ نترس من به این پله ها عادت دارم.

به مجید اخشابی گفتم: کروکی دقیق اتاق پخش رو بلدی؟ اگه می دونی بگو.

گفت:

گفتم: اینایی که گفتی هیچ شباهتی به داخل یه ساختمون نداشت!

گفتم: حداقل بگو الان تو کدوم خیابونیم؟

گفت:

گفتم: اسم خیابون رو خواستم نه محله رو!

یه دفعه یه اقایی از جلومون رد شد که به نظرم اشنا اومد. گفتم که اون کی بود؟ که یک دفعه علی لهراسبی مثل برق و باد خودشو رسوند و

جواب داد:

گفتم: مدعی چی بود؟ حالا اسمش چیه؟ که مجید اخشابی

گفت:

گفتم: چه اسم جالبی!

رضا صادقی رفت تاکسی بگیره بره خونه که هنوز کاملا سوار ماشین نشده بود و در رو نبسته بود راننده پاشو گذاشت رو گاز و حرکت کرد! رضا صادقی هم

داد زد:

گفتم: اقای صادقی راننده مرده! خب شما برمی گردی بهش می گی "دنیا" ناراحت می شه و پاشو می ذاره رو گاز!

گفتم: حالا بگذریم! شنیدم که قراره چند روزدیگه اقای گلبن و داوری فر و چند نفر دیگه برن یه جایی. کجا می خوان برن؟ که مجید اخشابی

جواب داد:

گفتم: مگه شمام قراره برید؟ حالا اون جا کجاست؟ که

 

گفت:

 

گفتم: مگه تو عرشم کویر هست؟! اسم کویر اوردید تشنم شد! شما چه طور؟ که سیاوش قمیشی که نمی دونم از کجا پیداش شد و

 

گفت:

 

گفتم:حالا این قدریم که می گید گرم نیست که تا این اندازه اغراق می کنید!

 

گفتم: امروز چه روزیه؟که علی لهراسبی

 

گفت:

 

گفتم:نه بابا! الان که تابستونه!!!

 

گفتم: اقای لهراسبی شما می تونید یه کاری کنید که من الان برم اتاق پخش رادیو جوان؟ می خوام برم از پشت شیشه اجرای این برنامه هست که هر روز جز 5شنبه و جمعه ها ساعت 10 _30/11 پخش می شه راستی اسمش چیه؟! که بنفشه رافعی

 

گفت:

 

گفتم: اره! اره! همین پارازیت! ممنون خانم رافعی! حالا اقای لهراسبی می تونید یه کاری کنید که برم یا نه؟ که

 

گفت:

 

گفتم:واقعا به همین زودی درست شد؟! ممنون! در ضمن جاده ها نه پله ها!

 

گفتم: من رفتم.که محمد علیزاده

 

گفت:

 

گفتم: چرا چی ؟ چرا می رم رادیو؟

 

گفت:

 

گفتم: خب شمام بفرمایید! شاید فرزاد حسنی و افشین حسین خانی هم باشن.  که رضا صادقی که از تاکسی بالاخره پیاده شده بود به علیزاده

 

گفت:۱

 

گفتم: اها! می ترسید دوباره افشین حسین خانی خاطره تعریف کنه و نقش اولش رو هم به محمد علیزاده بده! که علیزاده

 

گفت:۲

 

گفتم: حالا شاید اقای حسین خانی نباشه حالا شما بیاید شاید نبودن! ولی دوباره

 

گفت:۲

 

همین که این جمله رو گفت رفت و پشت سرشم نگاه نکرد! بیچاره دل خونی از افشین حسین خانی داشت! خب تا حدودی هم حق داشت چون افشین حسین خانی روی پله های ساختمون نشسته بود و داشت با موبایل ببخشید! تلفن همراه صحبت می کرد. خلاصه بعد از کلی وقت تلف کردن گفتم: دیر شد دیگه! بریم تو! که رضا صادقی

 

گفت:

 

گفتم: حالا اشکالی نداره. سریع تر بریم تو تا از این دیرتر نشده!

 

بالاخره رفتیم تو. دمه در که بودیم رضا عطاران رو دیدیم.گفتم: سلام اقای عطاران. از این جا تا اتاق پخش رادیو جوان چه قدر راهه؟

 

گفت:

 

گفتم: چه خبره؟! این اندازم که شما می گید دور نیست! داشتم اینو می گفتم که امیر حسین مدرس هم سر رسید. گفتم: شما صبح تا شب کجایید؟!

 

گفت:

 

گفتم: خسته نباشید!

 

رفتیم توی اتاق پخش. هر کی داشت یه کاری می کرد. گفتم اینا دارن چی کار می کنن که رضا عطاران جواب جالبی داد!

 

بشنوید:

 

خلاصه تا شب تو اتاق پخش بودیم.وقتی اومدیم بیرون اسمون کاملا تاریک بود و هیچ ستاره ای تو اسمون نبود.

 

گفتم: چرا هیچ ستاره ای تو اسمون نیست که مجید اخشابی

 

گفت:

 

گفتم: راست می گید.رضا عطاران که حسابی از دود و ترافیک شاکی و عصبانی بود

 

گفت:

 

گفتم: مگه شما اهل تهران نیستید که می گید شهر تو!

 

جواب نداد!

 

گفتم: اقای مدرس شما اگه یه چیزی از خدا بخواید اون چیه؟!

 

گفت:

 

گفتم: خیلی خوبه! امیدوارم که هیچ کس رو تنها نذاره!

 

گفتم: دیگه بهتره برم خونه! خب. خداحافظ!

 

داشتم اینو می گفتم که یه دفعه محمد علیزاده که از ترس افشین حسین خانی پشت درخت قایم شده بود! اومد و

 

گفت:۲

 

دیدم فرزاد حسنی با عجله داره می یاد! از این ور هم محمد علیزاده با دیدن فرزاد حسنی سریع سوار ماشینش شد و با سرعت 150 کیلومتر رفت!

 

فرزاد حسنی که اومد گفت: من فقط اومد بگم: شبتون قشنگ! راستی چرا علیزاده رفت؟!

 

ما هم سکوت کردیم!!!

 


   رادیو جوان                              رادیو رسانه زندگی                                      


نوشته شده توسط یه پارازیتی در دهم تیر 1386 |