با رادیو جوان جوانی کن !
گه گاهی می خوانم گه گاهی می بینم اما همه از سر دل تنگی از سر بی تابی از سر انتظار می نویسم می بینم می خوانم اما باز به یاد تو می افتم ای تک تک لحظات من ای یاد جاودان تا کی انتظار؟ تا کی دلتنگی؟ به حق خوبانت بیا که دل دیگر جایی برای دلتنگی ندارد... گر پرده ز رخ باز نماید مهدی از خلق جهان دل برباید مهدی ای شیعه چنان منتظر مولا باش گویی که همین جمعه میاید مهدی سلام... انشاا.. که عید پیش رو بر همگی مبارک باشه... من مدتی احتمالا" نباشم یعنی نباشم که نه! هستم اما نیستم! در واقع از بودن که دور از جونتون(!) هستم اما مدتی شاید نتونم وبلاگ رو بروز کنم... کامنت ها خونده می شه ... در صورتی که امکانشم باشه بروز می کنم... Pدوباره هم یادآوری می کنم: سه شنبه مورخ 22 مرداد (فردا) نشست گویندگان در خانه هنرمندان سالن ناصری میزبان خانواده ارجمند استاد شکیباییست این برنامه ساعت 5 عصر برگزار خواهد شد. حضور در این مراسم هم مثل مراسم سه شنبه گذشته اریکه ایرانیان خالی از لطف نیست... Pفایل صوتی میکس شده ای رو آماده کرده بودم برای دانلود که هم اختصاصی بود هم فکر می کنم کار بدی نشده باشه اما متاسفانه آپلودش مشکل داشت انشاا... توی یه فرصت دیگه برای دانلود می ذارم... Pعابر بانک ها و حساب های قرض الحسنه!: تا به حال دقت کردید هر کدوم از ما تو خونه یه عابر بانک و یه موسسه قرض الحسنه داریم! نه شوخی نمی کنم! یه خورده دقت کن وقتی می خوای بری بیرون خرید کنی یا چه می دونم ثبت نام کلاس و دانشگاه و هزار و یک کار دیگه که فقط با پول می شه حلش کرد و از قضا پول هم نداری معمولا" سراغ یکی از اعضای خونواده می ری! حالا این خودش دو دسته می شه! دسته اول مثل من خودم می شیم اون موسسه قرض الحسنه جیب طرف مقابل رو پر می کنیم معلومم نیست که کی بهت پس بدن البته اگر بدن!بازم می گم اگه بدن! که نمی...! دسته دوم شبیه اون عابر بانک هان که رمز عبورشون خواهش و تمنا و محبت و تعریف و تمجیده! کار طرف رو راه می ندازیم اما ضرب العجل تعیین می کنن که در صورت دیرکرد حساب بسته می شه! حساب رو باید پر کرد که بشه برداشت هم کرد! نه؟! حالا این روزا که اعیاد زیادی در پیش بود و هنوز هم هست و علی الخصوص روز جوان و هدیه دادن به خاطر این روز(!) خدا به داد این عابر بانک ها و وای به حال موسسه ها برسه! جالبیش اینجاست که از خودت می گیرن و برای خودت می خرن... حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را!... Pیک سوال: اگر قرار باشه یه برنامه مناسبتی برای یکی از اعیاد ساخته بشه ترجیح می دید مال کدوم گروه شبکه جوان باشه! ایده آل ترین شرایط رو در نظر بگیرید چه از نظر عوامل و برنامه سازان چه از نظر شرایط و فضا... جوان و جامعه؟ جوان و ورزش؟ جوان و فرهنگ؟ جوان و دانش؟ یا جوان و اندیشه؟ لطفا" از هر گونه تعصب گروهی خودداری کنید! کاملا" بی طرف... Pمنتظر تغییر و تحولات اساسی در مجله فرهنگی جوان در شماره های بعدی باشید!:
اللهم صل علی محمد و آل محمد سلام... اعیاد شعبانیه رو تبریک می گم... دیروز اریکه ایرانیان میزبان یک عده آدم عاشق بود... برای گفتن از عشق و یک آدم عاشق پیشه... دیروز اریکه ایرانیان یادآور خاطره ها بود... شب خاطره صدا...شب خاطره تصویر... شب خاطره حضور... شب حسرت ها بود... شب برنامه ها و چشم اندازهایی که دیگه هیچ وقت تحقق پیدا نمی کنه... شب یادها بود... شب ناگفته ها ... شب مرور خاطره های خوش... شبی بود که همه از حمید هامون از عمو رحیم اتوبوس شب از رضای کیمیا می گفتن... از محمود یک بار برای همیشه از مراد بیگ روزی روزگاری ... صدایی رو شنیدن و تصاویری رو دیدن که شاید برای اولین و آخرین بار بود... پشت صحنه هامون مهرجویی برای اولین بار همه رو مبهوت کرد... دیدن فیلمی برای جهان پهلوان تختی که یه صدای آشنا توش طنین انداز بود... حسرت مدیر شبکه تهران که قرار بود در بهمن ماه امسال از یه عاشق تقدیر کنه... صدای استاد جمشید مشایخی که صحبت هاشون بدتر داغ دل رو تازه می کرد... دوباره می بردت 28 تیر تا دلت رو بسوزونه... منتخب فیلم هایی که الان جز تازه کردن خاطره ها و یک سری روز خوش کاری دیگه از دستشون برنمی آید... دیشب شب هامون بازان بود... کسایی که شده بودن کسی شبیه حمید هامون اما فقط چیزی شبیه... انگار دیگه خودش رو بازنشسته کرده... دیگه برای گرفتن لوح تقدیر و جایزه اش خودش روی سن نمی ره... دیگه نمی ره رو سن و با شور و شوق نمی ره پشت تریبون تا چند کلمه به زبون بیاره و مخاطبانشو به وجد بیاره... انگار از بعد از جشن منتقدان و دریافت جایزه اش بعد بیست و اندی سال به خاطر هامون با تریبون خداحافظی کرد... اللهم صل علی محمد و آل محمد سلام... فردا سه شنبه مورخ 15 مرداد مراسم تجلیل و بزرگداشتی برای استاد خسرو شکیبایی در ساختمان اریکه ایرانیان(مجموعه فرهنگی _ ورزشی اریکه ایرانیان) گرفته می شه ساعت 5 عصر. همچنین به نقل از خانم نیلوفر قاسمی که این خبر رو دادن: سه شنبه مورخ 22 مرداد نشست گویندگان در خانه هنرمندان سالن ناصری میزبان خانواده ارجمند استاد شکیباییست این برنامه هم ساعت 5 عصر برگزار خواهد شد. امید به این که در دو مراسم شاهد حضور پرشور بچه های حلقه وب رادیو جوان باشیم... در ضمن مجله فرهنگی جوان هم این شماره پیشکشی بود برای زنده یاد استاد خسرو شکیبایی: اللهم صل علی محمد و آل محمد الان قراره بنویسم... اما از چی ... از کی... خیلی از ماها فقط همون روز اول تحت تاثیر قرار می گیریم... خیلی از ماها فقط همون دو سه روز اول متاثریم... خیلی وقت ها وقتی درگیر و غرق زرق و برق دنیایی , خدا یه جورایی خوب گوشت رو می پیچونه... خیلی وقت ها وقتی یادت رفته که برای چی اومدی تو این دنیا , خدا فیوز برقت رو آنچنان می پرونه که احتیاج به یه سرویس کامل پیدا می کنی... یه آپ تو دیت حسابی... همیشه وقتی حواست پرت دنیا و زیور آلاتشه یه کاری می کنه سر حواس بیای... همیشه وقتی حساب کتاب یادت می ره با رفتن یکی منقلبت می کنه... فرق نمی کنه اون طرف کی باشه... ولی حواسش هست یکی رو ببره که تاثیرش رو خیلی ها بمونه... کسی رو انتخاب می کنه که جماعتی رو بتونه تکون بده... آگاه کنه... یه موقع هست عزیزترین فرد زندگیت رو می بره و بهت تلنگر می زنه... یه موقع دیگه می خواد کل الاجمعین رو بیدار کنه اون موقع می یاد کسی رو انتخاب می کنه که پیش همه محبوب باشه... اون طرف که حقش محفوظه... اون حسابش جداست... خدا خودش هواشو داره... اما...اما این وسط من و تو می مونیم... من و تویی که حواسمون یه جاهای دیگه اس ... به کل همه چیز رو فراموش کردیم... البته ما هم دو دسته می شیم... عده ای مون حداکثر یک هفته بیشتر تو حال و هوای مبهوتی نمی مونیم ... عده ای دیگه همچنان مبهوتیم و اگر هم بخوایم نمی تونیم از این حال و هوا بیرون بیایم ... بالاخره حداقل یه تکون کوچیک هم که شده به خودمون می دیم... من که هنوز مبهوتم...امیدوارم همچنان تو این مبهوتی بمونم تا حداقل یه تکون کوچیک هم که شده به خودم بدم... شما رو نمی دونم ولی امیدوارم که شمام از دسته دوم باشید...دسته اولی ها راه به جایی نمی برن مگه بخوان که به دسته دوم تبدیل بشن... چه بخوایم چه نخوایم... چه فکرشو بکنیم چه نکنیم... یه روزی هم ما میریم پیش زنده یاد خسرو شکیبایی... ولی تا حالا فکر کردی بعد رفتنت از این خدا بیامرزی هایی که بدرقه راه شکیبایی کردیم بدرقه راه خودت هم می شه یا نه؟ فکر می کنی تا حالا تونستی دل عده ای رو به دست بیاری تا بعد رفتن یه خدا بیامرزی بدرقه راهت کنن؟ امیدوارم که این بار دیگه به همین سادگی از کنار درگذشت یه آدم خوب نگذریم... یه کم حواسمون رو جمع تر کنیم... یکی دو روز دیگه مجله فرهنگی شماره چهارمش رو به یاد خسرو شکیبایی منتشر می کنه... اللهم صل علی محمد و آل محمد



گه گاهی می نویسم
نوشته شده در بیست و یکم مرداد 1387ساعت
1 PM توسط یه پارازیتی| |
نوشته شده در شانزدهم مرداد 1387ساعت
5 PM توسط یه پارازیتی| |
نوشته شده در چهاردهم مرداد 1387ساعت
9 AM توسط یه پارازیتی| |
نوشته شده در دوم مرداد 1387ساعت
12 PM توسط یه پارازیتی| |


