تبليغاتX
7PARAZIT
7PARAZIT

با رادیو جوان جوانی کن !

سلام...

ممنون از دوستانی که همچنان همراهم بودن

امروز خیلی دلم یاد 7پارازیتمو کرد!(می دونم الان تو دلت میگی چه عجب!)گفتم هم بیام کامنتا رو بخونم هم یه پست بذارم که یه موقع بلاگ کلا از بیخ بسته نشه...

نمی دونم ولی اصلا حال و هوای نوشتنو مثل همیشه ندارم...یعنی حرفی واسه گفتن ندارم

ولی 7پارازیتو اونقدر دوس دارم که تو سوابق وبلاگ نویسیم سابقه نداشته!اصلا هم دوست ندارم یه روز یهویی همینجوری فقط به خاطر اینکه سه ماه بروز نشده از دستم بره!...

اگر نگم بهترین ولی می شه گفت تعدادی از بهترین روزهامو باهاش گذروندم...

جوونیمو واسه رادیو جوونش گذاشتم...

امروز تلخ تر از اونم که بگم پرانرژی پرانرژی اومدم بهتون بگم سلام!

ولی...

حرف آخر این پستم اینه:

این رادیو جوون همون رادیو جوونی نیست که ما واسش فعالیت می کردیم!

حداقل فعلا نیست...

چون دوسش دارم اینو می گم و الا همون سه ماه اول فعالیتم قیدشو می زدم و دل از می کندم...

رادیو جوون شایسته بهترین هاست...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:جواب دوستانی هم که کامنت گذاشتنو تو نظرات پست قبل می ذارم.

پ.ن:ایشاا... بازم بروز می کنم.

پ.ن:دعا کنید دوباره اون انرژیمو به دست بیارم تا بازم 7پارازیت چرخش بچرخه!

پ.ن:ممنون!!!

پ.ن:راستی امسال بالاخره نتیجه صبرمو دیدم!یعنی اجرشو گرفتم!پست 7فروردین 88 یادتون هست؟! سه سال صبر؟(اگه کنجکاوید یه نیگا به آرشیو فروردین بندازید)

البته گرفتار یه صبر جدید شدم! ایشاا... که این یکیم آخر شاهنامش خوش باشه!

پ.ن:راستی چه جالب!امروز سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهراست!مبارکه!

پ.ن:میدونم پی نوشتاش از خود متن بیشتر شد!ولی چی کار میشه کرد؟7پارازیته دیگه!میشناسینش! غیرقابل پیش بینیست!


نوشته شده در بیست و هشتم آبان 1388ساعت 4 PM توسط یه پارازیتی| |

شاید بزودی وبلاگ بروز شه شاید!....

نوشته شده در چهارم شهریور 1388ساعت 5 PM توسط یه پارازیتی| |
تا اطلاع ثانویه:

سکوت

 

 در هم کوبنده تر از فریاد...

 

نوشته شده در هجدهم تیر 1388ساعت 10 AM توسط یه پارازیتی| |